بعد از 2 ماه نوشتن در Web Line تصمیم گرفتم به وبلاگ سابقم در بلاگفا برگردم. دلیلش را هم اینجا میتوانید بخوانید.
End
اکتبر 20, 2006 با HamedBlogfa
اکتبر 15, 2006 با Hamedمطمئن باشید که رضایت کاربران بلاگفا بالاترین هدف و ارزش را برای ما دارد و تلاش خواهیم داشت که چه در مسائل فنی و حتی در مواردی مانند نوع آگهی نمایش داده شده یا ماهیت تبلیغات این مسئله را در نظر بگیریم از شما هم می خواهیم که با اعتماد خود ما را در این زمینه یاری کنید. تمامی نظرات شما را با دقت خوانده و بررسی خواهیم کرد. منبع
اگر مثل من از روز اول کاربر بلاگفا بودهاید، دیدن حال و روز بلاگفا در چند ماه اخیر حتما خیلی ناراحتتان کرده است. وقتی در آذر ماه 83 بلاگفا متولد شد تنها چیزی که باعث شد در رقابت با غولی مثل پرشین بلاگ موفق شود، توجه به خواست کاربران بود. بلاگفا کمک میکرد هر کسی نوشتههایش را راحت و سریع منتشر کند، سادگی و سرعت سیستم و نبود تبلیغات آزاردهنده کاربران را به سرعت جذب بلاگفا میکرد.
اما امروز وقتی گوشه وبلاگ خود علیرضا شیرازی آگهی آموزش هک در یاهو مسنجر را میبینم از خودم میپرسم چه اتفاقی افتاده است؟
خوب یادم هست زمانی که تعداد کاربران پرشین بلاگ زیاد شد، سرعت وبلاگهایش به شدت افت کرد. تبلیغات سنگین و نمایش کند صفحات پرشین بلاگ هم که همیشه معروف بود. برنامهنویسی پرشین بلاگ مناسب یک سیستم بزرگ نبود. تغییراتی که در برنامهنویسی پرشینبلاگ داده شد هم به رفع مشکل کمک چندانی نکرد.
بلاگفا الان یک سیستم بزرگ است، سیستمی با 4 میلیون رکورد متنی. سیستمهای بزرگ دردسرهای خودشان را دارند همان طور که آقای شیرازی هم پیشتر به این موضوع اشاره کرده
با توجه به بازدیدکنندگان و حجم بالای داده های سایت هر تغییر کوچکی وقت زیادی میگیرد (برای مثال تهیه نسخه پشتیبان از کلیه اطلاعات کاربران قبل از هر تغییر و…) و البته در طول این مدت خدمات سایت به پایداری گذشته نخواهد بود.
اما این روزها افت کیفیت خدمات بلاگفا چنان است که عدهای سر ماجرای خرابی اخیر بلاگرولینگ بگویند: شایعه شده که علیرضا شیرازی بلاگرولینگ را خریده است!
مرتبط:
» بلاگفا و مدیریت رشد
» بلاگفا یک تفریح نیست، یک تعهد است
Radio College Park
اکتبر 15, 2006 با Hamedرادیو کالج پارک، پادکست هفتگی دانشجویان ایرانی دانشگاه مریلند است و همین طور اولین پادکستی است که رسما مشترکش شدم. قبل از این به طور پراکنده برنامههای چند پادکست فارسی رو دانلود کرده بودم.
برنامههای رادیو کالج پارک رو هر بار یکی از دانشجویان دختر به همراه یکی از پسران دانشجو اجرا میکنند و بخشهای مختلف هر برنامه رو دانشجویان مختلف تهیه میکنند.
هر برنامه این رادیو بخشهای متنوع و خوبی داره. مثلا یکی از بخشهای جالب چند برنامه اول بخش خاطرات کودکی بود: درباره سریال Zorro و مدرسه موشها، مکعب روبیک یا داستانهای تنتن و… یا یکی دیگر از بخشهای برنامهها شعرخوانی آخر هر برنامه است که توسط دکتر کریمی حکاک انجام میشود.
صحبت از فیلم و کتاب و مطالب جدید مجلات علمی و مصاحبه از دیگر بخشهای برنامههای این رادیو است. توی سایت رادیو اطلاعات بیشتری پیدا میکنید.
من تمام 70 برنامه گذشته این رادیو را دانلود کردم (در مجموع 486 مگابایت) و پیشنهاد میکنم حتما حتما حتما بیایید از من بگیرید و گوش کنید.
مرتبط:
» لیست پادکستهای فارسی در ویکیپدیا
» دریافت Juice یک Podcast Receiver بسیار خوب و رایگان
» چگونه یک پادکست هوا کنیم؟ یک راهنمای فارسی برای ساخت پادکست
» cast.ir یک سایت فارسی برای میزبانی پادکستهای شما
پ.ن: گویا از عروسکهای مدرسه موشها فقط کپل (موش مورد علاقه من) مانده که در موزه سینما نگهداری میشود.
No Escape
اکتبر 12, 2006 با Hamedکیبرد زندگی Esc ندارد، لطفا از F1 استفاده کنید.
پ.ن: بعضیها که متوجه میشوند در برابر ناملایمات راه فرار (Escape) نیست، یهو خودشان را Alt+F4 میکنند! احتمالا متوجه نشدند که در این دنیا حیات آدمی را نمیشود Restart کرد.
پ.ن2: اینها که نوشتم برای یک دوست بود. شبهای قدر برای همه دعا کنید.
Kilter
اکتبر 9, 2006 با HamedKilter یا Kill Filter (!) نامی است که برای پروژه جدیدم انتخاب کردم: یک صفحه ساده asp.net که کمک میکند از فیل.تر عبور کنید. دلیل نوشتن این صفحه هم این بود که این فیل.ترینگ مخابرات دیگر داشت اساسی روی اعصابم راه میرفت.
ایده اصلی این است که صفحه را روی سروری که asp.net پشتیبانی میکند آپلود کنید و بعد سایت مورد نظر را درخواست کنید و درخواست از طریق آن سرور به شما نمایش داده شود و این یعنی proxy. من از از امکانات فضانام System.Net در داتنت 1.1 استفاده کردم و کد زیر رو برای فراخوانی سایت مورد نظر نوشتم:
string url=txtUrl.Text;
WebClient client=new WebClient();
UTF8Encoding output=new UTF8Encoding();
lblOutput.Text = output.GetString(client.DownloadData(url));
همانطور که میبینید خروجی (کد HTML سایت درخواست شده) از طریق یک label نمایش داده میشود. میتوانید آدرس سایت را در QueryString هم قرار بدهید و بعد از لود اولیه هر وقت روی لینکی کلیک شد، دوباره تابع بالا فراخوانی شود. البته فراموش نکنید که آدرس را حتما رمز کنید در غیر این صورت با پیغام “مشترک گرامی …” مواجه خواهید شد (;
نسخه اولیه Kilter در حال حاضر بدون مشکل کار میکند، فقط url ها باید کامل باشند. البته به نظرم روش زیاد جالب و سریعی نیست ضمن اینکه هنوز بعضی چیزها را پشتیبانی نمی کند و خلاصه اینکه جا برای کار دارد.
درباره پیادهسازی چنین پروژهای با داتنت ایده بهتری دارید؟ ممنون میشوم اگر نظرتان را در کامنت بگویید یا به hameds [at] gmail [dot] com بفرستید.
پ.ن: صفحه 530 بایتی(!) Kilter را روی سروری آپلود کردم. البته آدرسش را نخواهید چون باید عرض کنم که این یک پروژه (و البته کنجکاوی) شخصی است، هر چند به کمک 4 خط کد بالا میتوانید یک نمونهاش را بنویسید.
Google Code Search
اکتبر 5, 2006 با Hamedگوگل جستجوی کد خودش رو معرفی کرده است. این بخش از گوگل در سورس کدهای عمومی جستجو میکند و مثل همیشه گوگل نسبت به سرویسهای مشابه یک سر و گردن بالاتر هست. اینجا میتوانید اطلاعات بیشتری در مورد این سرویس جدید کسب کنید.
اما خبر بد اینه که این سرویس هم برای ایرانیان قابل دسترسی نیست:
We’re sorry, but Code Search is not available in your country.
یک نفر لطفا برای من سیاست گوگل را توضیح بدهد. اگر قرار است که خدمات این شرکت برای کاربران ایرانی قابل دسترسی نباشد بیایند Google Search و Gmail و Blogger و Orkut و بقیه سرویسهایشان را هم ببندند. اگر این طور نیست پس این مسخرهبازیها چه معنیای دارد؟
Munich
اکتبر 5, 2006 با Hamedسال 1972 در جریان برگزاری مسابقات المپیک مونیخ یک گروه فلسطینی هوادار جنبش فتح به نام “گروه سپتامبر سیاه“، ورزشکاران اسرائیلی را گروگان میگیرند. عاقبت این ماجرا کشته شدن 11 اسرائیلی، 5 تروریست عرب و یک نفر از پلیس آلمان است. فیلم مونیخ ماجراهای بعد از المپیک مونیخ را بازگو میکند.
یکی از تروریستهای سپتامبر سیاه روی بالکن
محل اقامت اسرائیلیها در دهکده المپیک مونیخ
بعد از کشتار مونیخ، دولت اسرائیل برای گرفتن انتقام ”عملیات خشم خدا” را آغاز میکند. در فیلم جلسهای در اسرائیل برای تصمیم گیری درباره این موضوع را میبینیم که در آن Golda Meir (چهارمین نخست وزیر اسرائیل) رسما میگوید: Forget peace for now. We have to show them we’re strong. بدین ترتیب یک گروه ترور در موساد تشکیل میشود. این گروه کاملا مستقل از دولت اسرائیل است برای اینکه دولت اسراییل نمیخواهد مسوولیت عملیاتهای این گروه را به عهده بگیرد.
جایی در اوایل فیلم که اسامی ورزشکاران کشتهشده را از طریق تلویزیون اعلام میکنند، مرتب به اسم و عکس افرادی که در لیست ترور موساد قرار گرفتهاند نیز سوئیچ میشود. گروه ترور اسرائیلی عملیاتهای مختلفی را در شهرهای اروپایی و حتی بیروت انجام میدهند. داستان به گونهای روایت میشود که انگار یک مشت تروریست میخواهند یک مشت تروریست دیگر را شکار کنند.
چند نکته در مورد فیلم هست:
یکی اینکه گروه ترور فقط میخواهد اسامی که در لیست سیاه وجود دارند را از میان بردارند و به بیگناهان کاری ندارند. در یکی از عملیاتها که بمبی در تلفن شخص هدف کار گذاشته شده، Avner (رییس گروه) و Carl وقتی میفهمند که دختر کوچولوی طرف گوشی را برداشته با سرعت خودشان را به ماشین میرسانند تا به دوستشان بگویند صبر کند و بعد وقتی که دخترک پدر را ترک میکند او را منفجر میکنند. در صحنه دیگری در بیروت جایی که گروه به کمک مزدوران اسرائیلی چند تا از هدفها را نابود میکند Avner جلوی کشته شدن یک نوجوان بیگناه را میگیرد. البته این با واقعیت کشتهشدن بیگناهان در جریان بمبگذاریها و ترورهای عملیات خشم خدا سازگار نیست.
خود Avner یک خانواده دوست به تمام معناست. وقتی که بعد از مدتها با همسرش تماس میگیرد و صدای دختربچه کوچکاش را میشنود بیاختیار گریه میکند. گروه ترور هم اولین یار به شکل جالبی در فیلم معرفی میشوند. موقع صرف ناهار در حال شوخی و خنده. انگار نه انگار که چه کارهای وحشتناکی میخواهند بکنند.
نکته دیگر در فیلم در مورد علی حسن سلامه هست که گفته میشود با CIA در رابطه بوده است. در فیلم هم لوییس (که منبع اطلاعاتی گروه ترور است) به Avner میگوید: “سلامه تضمین میکند که سپتامبر سیاه به دیپلماتهای آمریکایی کاری نداشته باشد و در عوض از CIA مبالغ هنگفتی دریافت میکند.” و به نظر شما این پولها برای چه چیزی به جز اعمال تروریستی خرج میشده؟
نوع نگاه به موساد در این فیلم را هم نباید فراموش کنیم کاری که فقط از کسی مثل اسپیلبرگ برمیآید. به هر حال فیلم از طرف اسرائیل مورد انتقاد قرار گرفته بود و اگر بدشانسی نمیآورد و به فیلم خوبی مثل Crash برخورد نمیکرد به گمان من میتوانست اسکار بهترین فیلم را بدست بیاورد.
شاهکار اسپیلبرگ در این فیلم در میانه داستان است. جایی که گروه ترور اسرائیلی یک شب را با چند عضو سازمان آزادی بخش فلسطین در یک خانه امن صبح میکنند. اسرائیلیها خود را از اعضای ETA (جدایی طلبان باسک) معرفی میکنند. دیالوگهایAvner و علی که عضو PLO است تمام پیام فیلم را در خود دارد. و کلیدیترینشان در یک جمله این است که علی در حالی که اشک در چشمانش جمع شده به Avner میگوید: Home is everything.
استیون اسپیلبرگ و اریک بانا (Avner) در پشت صحنه مونیخ
اسپیلبرگ را به خاطر کارهای فانتزیاش میشناسند: یک کارگردان سرگرمیساز. ولی مونیخ، فهرست شیندلر و نجات سرباز رایان سه فیلم بهیادماندنی او هستند که مخصوصا مونیخ و فهرست شیندلر را توصیه میکنم که حتما ببینید.
پ.ن: حوادث زیادی هستند که دنیای ما را تغییر میدهند. 11 سپتامبر تاریخ سیاسی دنیا را تقسم کرد: دنیای قبل از 11 سپتامبر و دنیای بعد از 11 سپتامبر.
ماجرای المپیک مونیخ هم دنیا را عوض کرد. خشم خدا تا همین امروز هم به شکل و نامی دیگر ادامه دارد. بعد از آنکه حساسیت در مورد عملیاتهای برون مرزی موساد در کشورهای اروپایی زیاد شد، عملیات ترور شکل دیگری به خود گرفت. این بار اسرائیل دیگر نیازی به مخفی نگهداشتن گروههای ترور خود نداشت. نیازی به مخفی بودن لیست ترور نبود. این روزها در خاک فلسطین، رسما اعلام میشود که فلان رهبر فلسطینی در لیست ترور قرار دارد. مونیخ دنیا را عوض کرد.
Seven: Posts
اکتبر 4, 2006 با Hamedاولین یادداشت از سری یادداشتهای هفت، به هفت پست از هفت وبلاگ اختصاص دارد که موقعی که میخواندمشان به نظرم جالب آمدند. البته هیچ ترتیب خاصی ندارند.
توی کامنتدونی یکی از دوستان وبلاگنویس دیدم که یک وبلاگنویس دیگر آمده کامنت گذاشته : من یک ماهه شما را لینک داده ام اما شما ….؟؟!!!فکر کردم امروز فرداست که برای لینک گرفتن شر خر بفرستند سراغ آدم!…
بعد از ظهر می خواستم بخوابم، کارگرهای ساختمان پایینی پتک می کوبیدند. تلویزیون هم روشن بود. کم مانده بود زنگ بزنم بهشان و بگویم بیایند و یکی هم بکوبند اینجا.
و به مغزم اشاره کنم.
وقتي حالتان خيلي خوب است ، و به قول معروف كبكتان خروس مي خواند…چه مي گوييد توي دلتان؟
من يك جمله…خدايا به من رحم كن ! ياد آن لطيفه معروف مي افتم : خدايا منو نخور!
راستش وقتي حالم خيلي خوب است ، از آن صد چله بزرگي كه قرار است پشت شب يلدايم بيايد، مي ترسم! حالا كه زيادي حالم خوب است و اصطلاحا راه مي روم و قر مي دهم و بشكن مي زنم…مدام با خودم همين را مي گويم : خدايا چه نقشه اي داري براي من؟ خدايا به من ، به ما رحم كن!
ای خدا ! چی میشد اگه دیوار ما رو اینقدر کوتاه نیافریده بودی!
این هم توضیح استاد گرامی ما در راستای نیرو:
خوب بچهها، همانطور که میدانید F همان d(m.v)/dt است که نیوتن آمد و گفت که این m ثابت است و میتوانیم از دیفرانسیل بیروناش بیاوریم، اما بعدا انیشتین آمد و به نیوتن گفت بیلاخ (!!!) این m ثابت نیست! ….
کپ کردم وقتی وسط کلاس دانشگاه از جناب استاد چنین چیزی شنیدم!!!
جادی:
پشتیبان (backup) لعنتی رو هم همین امروز بگیر ! فردای لعنتی همیشه فردای روزی است که همه چیز از دست رفته !
جوتی:
اممم. زیاده عرضی نیست.
توضیح: در این وبلاگ نوشتههایی که برچسب Seven میخورند:
اول. حتما هفت تا آیتم مرتبط به یک موضوع را شامل میشوند.
دوم.هر دفعه درباره یک موضوع متفاوت هستند. مثلا ممکن است یک روز درباره عجایب هفتگانه بنویسم و روز دیگر درباره فیلم Seven و هفت گناهی که در آن مطرح شده.
Da Vinci Code Tour
اکتبر 3, 2006 با Hamedپیشتر در مورد راز داوینچی نوشته بودم. امروز در Google Earth عبارت تور راز داوینچی توجهم را جلب کرد. این فایل kmz مجموعهای از مکانهای معرفی شده در کتاب را در خود دارد. این عکس هم مربوط به هرم موزه لوور است.
پ.ن: یکی از بهترین خاطرههایی که از حضور در اماکن مذهبی دارم مربوط میشود به چند سال پیش که همراه خانواده به کلیسایی در اصفهان رفته بودیم. متاسفانه کشیش آن روز در کلیسا نبود ولی خادم کلیسا با مهربانی و گشادهرویی از ما استقبال کرد و به سوالات من و پدرم پاسخ داد. دست آخر هم یک عکس یادگاری از ما گرفت.
همانطور که میدانید کتاب و فیلم راز داوینچی به خاطر توهین به مسیحیت در ایران و بعضی کشورها ممنوع شده. من که هم کتاب را خواندم و هم فیلم را دیدم بیشتر به جنبه تاریخی و رمزآلود بودن اثر توجه کردم. خیلی دلم میخواست فرصتی ایجاد میشد تا میرفتم به یک کلیسا و از یک دوست مسیحی میخواستم تا با صرفنظر کردن از نظرات واتیکان، کتاب را بخواند و نظرش را بگوید. در ضمن ترجمه فارسی کتاب راز داوینچی را آپلود کردهام اینجا.
USB Cell
سپتامبر 28, 2006 با Hamed
این باتریهای قابل شارژ از طریق USB خیلی جالبند.
در هر وسیلهای قابل استفاده هستند و با اتصال به دسکتاپ یا لپتاپ میتوانید چند صد بار آنها را شارژ مجدد کنید. البته پک آنها 12.99 یورو قیمت دارد که گران به نظر میرسد.
واقعیت این است که بازار محصولات USB این روزها بدجوری داغ است طوری که دیگر کسی زحمت فکر کردن برای پشتیبانی از پورتهای قدیمیتر را به خود نمیدهد!
پ.ن: اگر علاقمند هستید بیشتر در مورد USB بدانید، USB در چند کلمه را که دوست خوبم مهندس سفیدگران نوشته بخوانید.
iPod in Space
سپتامبر 26, 2006 با Hamed
این روزها همه جا صحبت از انوشه انصاری است. وبلاگش بسیار پرخواننده است تا جایی که اینجا در وردپرس هم چند روزی است که Scobleizer را به رده دوم فرستاده (این پست scoble را هم بخوانید)
خواندن این پست انوشه با جزییات خوبش و به خصوص iPod کلی ملت رو هوایی کرده! کسی چه میداند شاید روزی من هم از تجربه شنیدن موسیقی با Zen در فضا نوشتم! البته اگر تا آن موقع این Zen رو با iPod عوض نکرده باشم.
مرتبط:
- تماس تلفنی از فضا: درباره صحبت انوشه با لری پیج از اینکه چرا شوهرش رو با خودش نبرده تا آینده اکتشافات فضایی!
- یک سایت فارسی هم اخبار سفر انوشه (از جمله ترجمه پستهای وبلاگش) رو پوشش میده لیتک از Lost Lord
- ویدئوی صحبت انوشه از فضا و عکسهای فلیکر انوشه رو از دست ندهید.

