همیشه شروع با Hello world است. وقتی کودکی متولد میشود درست مثل همه آن Hello world هایی که تا الان نوشتیم ساده است. حقیقت این است که همه ما روزی یک Hello world ساده بودیم ولی بعد ترجیح دادیم که به درونمان کدهای پیچیدهتری اضافه کنیم. نتیجه این برنامهها (و برنامه ریزیها) شد این چیزی که امروز هستیم. یعنی یک تصور از “من”. من کی هستم؟ من چه هدفی دارم؟ عاقبت من به کجا ختم میشود؟ من، من، من…
چیزی در دنیای درون ما هست که جواب را میداند. آن چیز سادهتر از آن یک خط برنامهای است که Hello world را در کنسول چاپ میکند. میدانی رفیق همیشه شروع با Hello world است. باید بپرسم. باید بدانم پس Hello my world.