اولین یادداشت از سری یادداشتهای هفت، به هفت پست از هفت وبلاگ اختصاص دارد که موقعی که میخواندمشان به نظرم جالب آمدند. البته هیچ ترتیب خاصی ندارند.
توی کامنتدونی یکی از دوستان وبلاگنویس دیدم که یک وبلاگنویس دیگر آمده کامنت گذاشته : من یک ماهه شما را لینک داده ام اما شما ….؟؟!!!فکر کردم امروز فرداست که برای لینک گرفتن شر خر بفرستند سراغ آدم!…
بعد از ظهر می خواستم بخوابم، کارگرهای ساختمان پایینی پتک می کوبیدند. تلویزیون هم روشن بود. کم مانده بود زنگ بزنم بهشان و بگویم بیایند و یکی هم بکوبند اینجا.
و به مغزم اشاره کنم.
وقتي حالتان خيلي خوب است ، و به قول معروف كبكتان خروس مي خواند…چه مي گوييد توي دلتان؟
من يك جمله…خدايا به من رحم كن ! ياد آن لطيفه معروف مي افتم : خدايا منو نخور!
راستش وقتي حالم خيلي خوب است ، از آن صد چله بزرگي كه قرار است پشت شب يلدايم بيايد، مي ترسم! حالا كه زيادي حالم خوب است و اصطلاحا راه مي روم و قر مي دهم و بشكن مي زنم…مدام با خودم همين را مي گويم : خدايا چه نقشه اي داري براي من؟ خدايا به من ، به ما رحم كن!
ای خدا ! چی میشد اگه دیوار ما رو اینقدر کوتاه نیافریده بودی!
این هم توضیح استاد گرامی ما در راستای نیرو:
خوب بچهها، همانطور که میدانید F همان d(m.v)/dt است که نیوتن آمد و گفت که این m ثابت است و میتوانیم از دیفرانسیل بیروناش بیاوریم، اما بعدا انیشتین آمد و به نیوتن گفت بیلاخ (!!!) این m ثابت نیست! ….
کپ کردم وقتی وسط کلاس دانشگاه از جناب استاد چنین چیزی شنیدم!!!
جادی:
پشتیبان (backup) لعنتی رو هم همین امروز بگیر ! فردای لعنتی همیشه فردای روزی است که همه چیز از دست رفته !
جوتی:
اممم. زیاده عرضی نیست.
توضیح: در این وبلاگ نوشتههایی که برچسب Seven میخورند:
اول. حتما هفت تا آیتم مرتبط به یک موضوع را شامل میشوند.
دوم.هر دفعه درباره یک موضوع متفاوت هستند. مثلا ممکن است یک روز درباره عجایب هفتگانه بنویسم و روز دیگر درباره فیلم Seven و هفت گناهی که در آن مطرح شده.
اکتبر 5, 2006 در t 3:42 ق.ظ
بسیار جالب بود مخصوصا بخش لنیوم . البته جای تعجب ندارد وقتی استادی در راهرو های طبقات دانشگاه به دانشجوی دختر را آتیش پاره صدا کند و سر کلاس از خفه شو و … به مراتب زیاد استفاده کند تعجبی ندارد .